**For All** *مقدمه علامه محمدباقر مجلسی يكی از معروفترين علمای شيعه است كه اعظم موفقيتش را مديون دعای خير پدر در حق او میدانند، از علامه محمدتقی مجلسی منقول است كه فرمـود: «در يكـى از شبها بعد از نماز شب يك حالت خـوشـى به مـن دست داد كه فهميدم هر حاجتى از خدا بخـواهـم برآورده مىشود و فكر كردم در امـور دنيا و آخرت چه چيز از خـدا مسئلت بنمایـم. ناگاه صداى گـريه محمـدبـاقـر از گهواره بلنـد شد. عرض كردم الهى به حق محمد و آل محمـد (صلاللهعليهوآله) اين طفل را مروج دیـن خـودت و نشركننده احكام سيد رسولانت قرار بده و او را موفق كـن به تـوفيقـاتـى كه انتهایـى بـراى آن نبـاشـد.» و بیشك دعای پدر نقش مهمی در موفقيت او داشت. *زندگينامه علامه محمدباقر مجلسی، فرزند ملامحمدتقی مجلسی معروف به مجلسی ثانی از بزرگترين و معروفترين علمای تشيع عهد صفوی در سال 1307 هجری قمری در اصفهان متولد شد، نسبت مجلسی از جانب پدر به حافظ ابونعيم اصفهانی میرسد و از طرف مادر نيز به كمالالدين درويش محمدعلی اصفهانی منسوب است. محمدباقر در خانوادهای روحانی به دنيا آمد. پدرش كه به مجلسی اول يا مجلسی پدر معروف است از علمای بزرگ دوران خود بوده و آثار مهمی نيز تاليف كرده است. محمدباقر چون در يك خانواده روحانی و صاحب علم به دنيا آمده بود، زمينه مساعدی برای تحصيل علوم دينی داشت. بدان جهت او دانشپژوهی را در آينه مباحث علمی پدر آغاز كرد. وی بعد از مدتی، از محضر كسانی چون ملاصالح مازندرانی، ملاحسنعلی شوشتری، شيخعبدالله عامری، شيخعلی عامری و ملامحسن فيضكاشانی بهره برده است. محمدباقر در دوران كودكی و ميانسالی خود كه به تحصيل علوم دينی میپرداخت، استادان و مربيان بسياری داشت. هر چند كه او بيشتر تحصيلات خود را نزد پدرش، مجلسی اول، گذرانيد اما در علوم معقول و منقول از محضر استادان ديگری نيز بهره برده است.
*خاندان خاندان علامه مجلسى از جمله پر افتخارترین خاندانهاى شیعه در قرون اخیر است. در این خانواده نزدیك به یكصد عالم وارسته و بزرگوار دیده مىشود و از نزدیكان علامه پس از بررسى تنها علم و فضل مشاهده مىكنیم: 1 - جد بزرگ علامه، عالم بزرگوار حافظ، ابو نعیم اصفهانى صاحب كتابهایى چون «تاریخ اصفهان» و «حلیة الأولیاء» است. 2 - پدر علامه، مولى محمد تقى مجلسى، معروف به مجلسى اول (1003 - 1070 هجرى) صاحب كرامات و مقامات معنوى و روحى بلند است. او محدث و فقیهى بزرگ است و كتابهایى نیز تألیف نموده است. محمد تقى مجلسى شاگرد شیخ بهایى و میر داماد است. او در علوم مختلف اسلامى تبحر داشته و در زمان خویش مرجعیت تقلید را به عهده داشته است. وى در كنار مرجعیت، از اقامه نماز جمعه و جماعت نیز غفلت نمىكرد و امام جمعه اصفهان بود. از جمله پرورش یافتگان مكتبش مىتوان به:علامه مجلسى (كه بیشترین استفاده را از پدر خویش برده است)، آقا حسین خوانسارى و ملا صالح مازندرانى اشاره نمود. 3 - علامه دو برادر داشت كه آنها نیز مردانى متقى و زاهد بودند به نامهاى ملا عزیز اللّه و ملا عبد اللّه، كه براى تبلیغ و نشر علوم اهل بیت علیهم السّلام به هندوستان رفت و ساكن آنجا گردید. 4 - خاندان علامه مجلسى نه تنها مردانى عالم و دانشمند به جامعه تحویل داده، بلكه زنان این خاندان نیز پا به پاى مردان خویش قدم برداشتهاند. علامه مجلسى چهار خواهر داشت كه آنان نیز هر یك داراى تألیفات و تحقیقات ارزندهاى در علوم اسلامى مىباشند. از جمله تألیفات آنان مىتوان به:شرح كافى، المشتركات فى الرجال، شرح شرایع الإسلام، شرح مطالع و شرح قصیده دعبل خزائى اشاره نمود. همسران این زنان عالم و بزرگوار نیز از علماى بزرگ بودند. كسانى همچون ملا صالح مازندرانى، ملا میرزاى شیروانى، ملا على استرآبادى و میرزا محمد فسایى. 5 - علامه مجلسى داراى 5 پسر بود كه همگى از محضر علم و معارف پدر بهرهمند شدند و به مدارجى بالا دست یافتند. 6 - دامادهاى علامه هم كه 5 نفر بودند از طلاب و فضلاى آن زمان بودند و علامه با عنایتى خاص نسبت به دامادها، دختران خویش را به ازدواج آنان درمىآورد. علاوه بر اینها خاندانهاى بزرگى از علماى آن عصر مرتبط با علامه مجلسى بودند، مانند وحید بهبهانى، بحر العلوم، طباطبایى بروجردى، میرزا عبد الله افندى صاحب ریاض العلما، شهرستانى و... . *مقام علمى علامه مجلسى آنچنان شهرتى در علوم مختلف اسلامى دارد كه محتاج هیچ بیان و توضیحى نیست. نام علامه مجلسى چون آفتابى بر آسمان فقاهت و اجتهاد مىدرخشد.علامه مجلسى از جمله بزرگانى است كه از جامعیت خاصى برخوردار بود. او در علوم مختلف اسلامى مانند تفسیر، حدیث، فقه، اصول، تاریخ، رجال و درایه سرآمد عصر بود. نگاهى اجمالى به مجموعه عظیم بحار الأنوار این نكته را بخوبى آشكار مىسازد.این علوم در كنار علوم عقلى همچون فلسفه، منطق، ریاضیات، ادبیات، لغت، جغرافیا، طب، نجوم و علوم غریبه از او شخصیتى ممتاز و بىنظیر ساخته است.نظرى گذرا به «كتاب السماء و العالم» در بحار الأنوار این جامعیت را بخوبى نمایان مىسازد.برخى علامه مجلسى را در طول تاریخ اسلامى از حیث جامعیت در علوم و فنون گوناگون بىنظیر دانستهاند.علامه ریزبینى و نكته سنجىهاى بسیار زیبایى پیرامون روایات مشكل دارد. بیانهاى علامه در ذیل روایات و آیات قرآن بسیار دقیق و زیبا است و كمتر مىتوان در آنها خطا و اشتباهى یافت.علامه مجلسى، علاوه بر علومى چون روایات اهل بیت علیهم السّلام در فقه نیز تبحرى بالا داشته، گرچه اكثر مجلدات فقهى بحار مجال پاكنویس شدن نیافته است. *لقب «علامه» علامه، محمد باقر مجلسى این لقب پر افتخار را از بزرگانى همچون وحید بهبهانى، علامه بحر العلوم و شیخ اعظم انصارى اخذ كرده است. این بزرگان كه هریك دریایى متلاطم از علوم و معارف اسلامى هستند با دیدن مقام و منزلت علامه مجلسى این لقب را در مورد او به كار بردند و به حق او علامه عصر خویش بود. *استادان علامه مجلسی مرحوم محمدتقی مجلسی، ملاعبدالله شوشتری، مرحوم قاضی اميرحسين، ملاصالح مازندرانی، ملا حسنعلی شوشتری، شيخ عبدالله عامری، شيخ علی عامری، ملامحسن فيض كاشانی، آقاحسين محقق خوانساری، ميرزا رفيعالدين محمد طباطبايینايينی، ملامحمدشريف رويدشتی اصفهانی، شيخ عبدالله بن جابرعاملی، شيخ علی بن شيخ محمد بن حسن بن شهيدثانی، ميرمحمدقاسم طباطبايی قهپايی، ميرمحمد مومن استرآبادی، ملامحمد محسن استرآبادی، سيدنورالدين علی عاملی، ملامحمد طاهرقمی، ملا خليل قزوينی، سيدعلیخان شيرازی و شيخ حر عاملی از جمله استادانی است كه علامه از وجود آنان بهرهمند شده است. *شخصیت معنوى علماى دین نه تنها از استاد خود درس علم و دانش مىآموزند، بلكه سیر و سلوك معنوى خویش را زیر نظر اساتید عارف بالله سپرى مىنمایند. علامه مجلسى همزمان با طى مدارج علمى و سریعتر از آن مدارج معنوى و كمالات روحى را پیمود تا آنجا كه مصداق واقعى «عالم ربّانى» گشت.این ادعا با مرورى بر سجایاى اخلاقى ایشان كاملا روشن مىشود. از جمله خصائص بارز اخلاقى علامه مىتوان به این موارد اشاره نمود: 1 - یاد خداوند: شاگرد گرانقدر او «سید نعمت اللّه جزائرى» در مورد استاد خود گفته است:علامه هیچگاه از یاد خدا غافل نبود و تمام اعمالش را با قصد قربت انجام مىداد. 2 - زیارت: علامه به «زیارت» ائمه هدى علیهم السّلام اهمیت فراوان مىداد و با وجود مشكلات آن زمان و امكانات بسیار ابتدایى براى مسافرت، چندین بار به زیارت ائمه عراق، بقیع و مشهد مقدس نائل شد و هر بار مدتى طولانى در جوار آن بزرگواران سكنى گزید. او چند بار نیز به حج خانه خدا مشرف شد. 3 - توسل: توجه خاص به توسل به معصومین علیهم السّلام باعث گردید علامه مجلسى پیرامون ادعیه و زیارات مطالب فراوانى در بحار الانوار بیاورد و بجز آن، چند كتاب مستقل نیز در موضوع ادعیه و زیارت تألیف نماید از جمله: «زاد المعاد» كه مرجعى مهم در كتب ادعیه متأخر است و«تحفة الزائر» و ترجمههایى از زیارت جامعه كبیره و دعاى سمات و... 4 - زهد و پارسایى: یك ویژگى بسیار مهم در زندگى این بزرگ مرد، زهد و پارسایى و ساده زیستى اوست. علامه در عهد صفوى مىزیست و شیخ الاسلام حكومت صفوى بود و در یك كلام، تمام امكانات دولت در اختیار او بود، اما با همه اینها زندگى شخصى علامه در نهایت زهد و سادگى سپرى مىشد. 5 - تواضع: تواضع علامه مجلسى از دیگر خصائص اوست. علامه هیچگاه به مقام اجتماعى و بالا و پایین بودن موقعیت یا سنّ افراد نگاه نمىكرد.او از سید على خان مدنى، شارح گرانقدر صحیفه سجادیه مطالب فراوانى در بحار آورده است و مىدانیم كه سید على خان 15 سال كوچكتر از علامه بوده و از حیث مقام و منزلت اجتماعى هم به او نمىرسید.خلاصه اینكه جمع شدن همه این خصائص روحى و كمالات معنوى با علم و دانش گسترده علامه، از او شخصیتى ممتاز ساخته بود كه در تاریخ مثل و مانندى براى او دشوار پیدا مىشود. *مشی فقهی علامه فقه دوره صفوی از نظر گرايشهای حاكم بر آن به سه بخش تقسيم میشود: مكتب محقق كركی، مكتب مقدس اردبيلی و اخباريان. مجلسی دوم به گفته خودش روش حد وسطی بين اخباريان و اصوليان داشتند. بارزترين شاهكار علمی علامه مجلسی كتاب بحارالانوار است و هدف مؤلف از بحارالانوار بيشتر جلوگيری از، از بين رفتن كتب حديثی بوده است بنابراين صحيح و سقيم، يكجا ذكر شده است. علامه خود در مقدمه بحارالانوار چنين مینگارد: «در آغاز كار به مطالعه كتابهای معروف و متداول پرداختم و بعد از آن به كتابهای ديگری كه در طی اعصار گذشته به علل مختلف متروك و مهجور مانده بود رو آوردم. هر جا كه نسخه حديثی بود سراغ گرفتم و به هر قيمتی كه ممكن شد بهرهبرداری میكردم. شرق و غرب را جويا گشتم تا نسخههای بسيار گردآوری نمودم. در اين مهم دينی جماعتی از برادران مذهبی مرا ياری نمودند و به شهرها و قصبهها و بلاد دور سر كشيدند تا به فضل الهی مصادر لازم را بدست آوردند ... بعد از تصحيح و تنقيح كتابها بر محتوای آنها واقف شدم، نظم و ترتيب كتابها را نامناسب ديدم و دستهبندی احاديث را در فصلها و ابواب متنوع راهگشای محققان و پژوهشگران نيافتم، از اين رو به ترتيب فهرستی همت گماشتم كه از هر جهت جالب و مفيد باشد. در سال 1070 هجری اين فهرست را ناتمام رها كردم و از فهرستبندی ساير كتابها دست كشيدم كه اقبال عمومی را مطلوب نديدم و سران جامعه را فاسد و نامطبوع ديدم.... ترسيدم كه در روزگاری بعد از من باز هم نسخههای تكثير شده من در طاق نسيان متروك و مهجور شود و يا مصيبتی از ستم غارتگران زحمات مرا در تهيه نسخهها بر باد دهد، لذا راه خود را عوض كردم- از خدا ياری طلبيدم- و به كتاب بحارالانوار پرداختم.» در اين كتاب پربار قريب 3000 باب طی 48 كتاب علمی وجود دارد و شامل هزاران حديث است، در اين كتاب برای اولين بار نام برخی از كتابها آمده است كه سابقه علمی ندارد و طرح آن كاملا ًتازه است. *تاسيس كتابخانه ديگر عملكرد مؤثر علامه مجلسى در راه گسترش دين و مذهب تشیّع، تأسيس كتابخانه بود. از اوايل قرن دهم هجرى، شهر اصفهان بزرگترين و معروفترين كانون علمى و فرهنگى ايران گرديد؛ به گونهاى كه هر طالب علمى در هر ناحيهاى از سرزمينهاى اسلامى ناگزير از مسافرت به اصفهان و تكميل معلومات خود بود و علت آن وجود علما و دانشمندان و رواج بازار علم و دانش در اين شهر بود. در اين دوره، اصفهان، گذشته از مركزیّت سياسى، مركزیّت علمى و فرهنگى نيز بود. علما و دانشمندان بزرگ در اين شهر به تعليم و تدريس مشغول بودند و طالبان علم از همه نواحى ايران و بعضى از ممالك همجوار براى تحصيلات عاليه به اصفهان مىآمدند، لذا به منظور خدماترسانى به تشنگان علم و معرفت در نقاط مختلف اين شهر كتابخانههایى تأسيس شد. كتابخانه مذكور بعد از وفات، بين فرزندانش تقسيم شد ولى در اندك مدتى هر يك از آن كتابها به كتابخانه ديگرى انتقال داده شد. در اهمیّت و بزرگى كتابخانه علامه مجلسى همين بس كه شايد كمتر كتابخانه بزرگى در ايران و ساير نقاط جهان باشد كه امروز چندين كتاب آن را نداشته باشد. *تاليف 200 جلد كتاب و رساله در بين علمای اماميه دو تن به كثرت تاليفات و تصنيف شهرت دارند نخست علامه حلی كه كتابها و رسايل زيادی نوشته است و ديگر علامه مجلسی كه تعداد آثارش بيش از 200 جلد كتاب و رساله است. علامه مجلسـى محقق پر كارى بـود كه در عمر شريف خـویـش لحظهاى از تأليف و تحقيق نياسـود و تـوانست كتابخانه بزرگى را كه يادگار نياكانـش بـود غنـىتر و پـربارتر ساخته و جهت استفاده علاقهمنـدان در اختيار دانـشپژوهان قرار دهد، او براى به دست آوردن كتب نادر و كمياب به كشورهاى ديگر از جمله يمـن مسافرت نمود. به دست تواناى علامه مجلسـى كتب زيادى نگارش يافت كه به دو بخـش تأليفات فارسـى و عربى قابل تقسيم است. حياة القـلوب در سه جلد، حلية المتقیـن در آداب معاشرت و زندگى فردى و اجتماعى، عیـن الحیـات(شـرح وصيت پیـامبـر اسلام به امت خودش)، مشكـاة الانـوار در فضيلت و آداب قـرائت قـرآن و ثواب آن، «جلاء العیـون» كتابـى در بـاب تـاريخ زنـدگـانـى چهارده معصوم، «ربيع الاسابيع» در اعمـال روزها و هفتهها به خصـوص شب و روز جمعه، تحفه الزاير، اختيارات الايام صغير، اختيارات الايام كبير، رساله بلا، شـرح كتـاب روضه كـافـى و بسیـارى از آثـار ديگـر از جمله تـراجم و رسـالات و منـاجـاتنـامهها از جمله تاليفات فارسی اين علامه بزرگوار است. تأليفات عربى علامه نيز عبارتند از: بحار الانـوار: اين اثر مشهور ترين و مهمتریـن اثر علامه مجلسـى و اثر پـر بـار و بلنـد آوازه تـاريخ تشيع است كه در 110 جلد تدوين شده است، كتاب مرات العقول، آداب الحج، آداب التجهيز الموات، الاجازات، ملاذ الاخبـار فـى شـرح كتـاب تهذيب الاخبـار شيخ طـوسى، شـرح الاربعیـن حـديث ... و دهها كتـاب ديگر. علامه مجلسى پـس از رحلت پدر بزرگـوارش به جاى او در مسجد جامع اصفهان اقامه نماز جماعت مـىكرد. ايشان از زمان شاه عبـاس دوم تا زمان شاه سلطان حسیـن داراى مقام و قدرت مطلق دينى بود و تا آخرين روزهاى حياتـش ایـن قدرت و نفـوذ همچنان رو به افزایـش و تعالـى مىرفت، به همين مناسبت از جانب سلاطیـن صفـوى عنـوان «شيخ الاسلامى» كه عالـىتریـن درجه روحانيت در آن عصر بـود به وى اعطا شـد. *مبارزه با صوفيه نخستين كسى كه در دولت صفويه با صوفيه درافتاد و عقايد خرافى آنها را به باد انتقاد گرفت، عالم جليلالقدر «ملا محمدطاهر قمى»، استاد اجازه علامه مجلسى قدسسره بود كه از فقها و محدّثين نامور قم به شمار مىآمد. ملا محمدطاهر در مبارزه خود براى از بين بردن صوفيه چندان توفيقى نيافت و فقط توانست زمينه را براى دانشمندان دلسوز و بيداردل ديگر بر ضد رواج بازار بدعتها و خرافات صوفيه آماده سازد. بعد از وى شاگردش محمدباقر مجلسى قدسسره راه او را دنبال كرد و عملاً جلوى بدعتهاى آنها را گرفت و در كتابهاى فارسى و عربى خود سخت بر آنها تاخت. مبارزه با صوفيه در دوران حكومت «شاه سلطان حسين» اوج گرفت و جزء سياست مذهبى رسمى مقامات دينى شد. اين حركت، جدال مذهبى را در جامعه توسعه داد و علما را به دو گروه مخالف و موافق تقسيم كرد. آنچه در اينباره گفتنى است، اين است كه برخى از نويسندگان، تمامى اين تحولات را ناشى از شدت عمل علامه مجلسى دانستهاند؛ در حالى كه وى در اين زمينه روش اعتدالى داشته است(صفويه از ظهور تا زوال، ص 368). علامه مجلسى در رساله اعتقادات مىنويسد:«جماعتى از مردم عصر ما به نام صوفيه، بدعتهایى را آورده و آن را مسلك خود قرار داده و گوشهگيرى و رهبانیّت را شعار خود ساختهاند تا به نظر خود بدان وسيله خدا را عبادت كنند. پس اى برادران من! دين و ايمان خود را از فريبهاى اين شياطين و دغلبازىهاى آنها حفظ كنيد و از خدعه و نيرنگ ساختگى آنها پرهيز كنيد». *بحارالانوار، دايرةالمعارف شيعه جامع ترين مجموعه حديث شيعی است كه در آن بخش عمده ای از آيات قرآن كريم همراه با تفسير آنها به تناسب عناوين ابواب و موضوعات درج شده و تقريبا تمامی احاديث نبوی و بعضی احاديث قدسی و اخبار و روايات و معارف اهل بيت در آن گردآوری شده است. در اين كتاب تمام اعتقادات، اصول دين، فروع دين، ايمان، كفر و تمام شعبات احكام و غيره در بابهای مختلف، اعلام و بزرگان شيعه از صحابه رسول اكرم و اصحاب ائمه صلوات الله عليه و آله تا قرن هشتم، انديشه ها و آراء علمی و تجربی، تقريبا تمام طبقيات و آراء طبی، نجومی، فلكی، رياضی، معارف اجتماعی و آداب و سنن و مراسم و شعائر، كليه وجوه و جلوه های تاريخ و فرهنگ تشيع، اساطير و قصص تمام انبياء از آدم تا خاتم و اثبات عصمت آنها و قصص و فرهنگ عامه (فولكلور) شيعه، و خلاصه تمام شئون انديشه و عمل و عقائد و احكام اسلام و تشيع را از ملك تا ملكوت را در بردارد. اين اثر عظيم را، علامه مجلسی در طی 36 سال (از 1070 تا 1106 هجری قمری) با همكاری عده كثيری از فضلا و شاگردان ارشد خود به پايان برده است. تمام مجموعه عين متون و نص است كه نشان دهنده روش علمی و عينی علامه و در درجه اول اهميت است. البته شرح و بيانی در ذيل اغلب ابواب به قلم مجلسی اضافه شده ولی اين توضيحات و تعليقات از متون و نص اصلی ممتاز است. اين كتاب گرانقدر در چاپ جديد در 110 مجلد و 2327 باب و بالغ بر حدود 40000 چهل هزار صفحه است. *نگاه علامه مجلسی به سیاست اگرچه بيش از سه قرن از درگذشت علامه محمدباقر مجلسی میگذرد ولی نام و نقش او در جامعه دينی همچنان زنده و پوياست. جهتگيریهای علامه مجلسی در عرصه اجتماعی و سياست يكی از جنبههای بارز شخصيتی اين دانشمند عظيم است. مجلسی از معدود فقها و محدثانی است كه به خاطر برخی از ابتكارهای علمیاش مانند تدوين بزرگترين، جامعترين و متنوعترين دايرةالمعارف حديثی شيعه يعنی بحارالانوار و بعضی از رفتارهای سياسی- اجتماعی و فرهنگی موثر و گستردهاش نظير حضور در دستگاه حكومتی و نفوذ در حاكمان صفوی و ستيز با صوفيه و فلسفه و حكمت يونانی بيگانه از دين اسلام توجه علمای دينی و روشنكفران مسلمان و حتی بسياری از خاورشناسان را به خود جلب كرده است. انديشه و رفتار سياسی علامه مجلسی از موضوعات بحثانگيز در ميان محققان و نويسندگان است؛ برخی او را به دليل تلاش فراوان و طافت فرسايش در ترويج مذهب تشيع و دفاع از عقايد اماميه عالمی متعصب به شمار آورده و ديدگاههای علمی و عملكرد سياسی او را نظير صوفیستيزی و فلسفهگريزی و همكاری با سلاطين مورد انتقاد قرار دادهاند. در برابر اين گروه از منتقدان شمار زيادی از دانشمندان شيعی علامه مجلسی را با القاب و اوصاف اغراقآميز ستوده و رفتارهای سياسی- اجتماعی او را مثبت و منطبق با شرايط و متقضيات زمان ارزيابی كردهاند. شهرت علمی مجلسی در حوزه علميه اصفهان و انتشار آن در ساير شهرهای ايران و بلاد شيعهنشين عربی سبب شد تا بسياری از طلاب علوم دينی به ويژه طالبان علم حديث راهی اصفهان شده و در محضر درس اين محدث بزرگ حاضر شوند به گونهای كه مجمع علمی وی از شلوغترين و پر رونقترين مجامع علمی آن دوران بوده است. بنابر نقل سيد نعمت ا... جزايری و ميرزا عبدا... اصفهانی تعداد شاگردان علامه مجلسی بالغ بر هزار نفر بود. مستند آراء وانديشه های سياسی علامه مجلسی در چهار اثر معروف او يعنی بحارالانوار، مرآتالعقول، عينالحيات و عيناليقين يافت میشود كه اين چهار اثر معرف ديدگاههای فقهی، اصولی، كلامی و سياسی وی هستند. *تلاش برای ترویج شیعه عصری كه علامه در آن میزيست عصر تهاجم مكاتب و مرامهای گوناگون به مكتب تازه به رسميت يافته تشيع در ايران بود علامه كوشش نمود در بعد سياسی و اجتماعی مذهب تشيع را تبليغ و ترويج كند. مجلسی در اثبات ضرورت حكومت كه شانی از شئون نبوت و امامت است با استناد به احاديث امام صادق(ع) علت نياز انسان به نبی و امام را بر اساس حكمت و مصلحت خداوند، هدايت مردم میداند و میگويد: «هر آنچه مصلحت ايشان در آن است و باعث نفع ايشان است راهنمايی كنند به چيزی كه باعث بقای نوع ايشان در آنست و ترك آن موجب فنای ايشان است. وی براساس حديث مذكور ضرورت حكومت و وجود حاكم عادل را براساس مدنی بالطبع بودن انسان نتيجه گرفته و مینويسد: «بدان كه حضرت در اين حديث اشاره به دليل ديگر نيز فرموده كه چون انسان مدنی بالطبع است و هر فردی به ديگری در امور معاش و معاد خود محتاجاند پس ايشان را حاكمی بايد باشد كه منازعات آنها را حل و فصل نمايد به نحوی كه حيفی و ميلی(ظلمی) در حكم او نباشد.
*تعلیق جنجالآفرین علامه طباطبایی بر بحارالانوار علامه مجلسی با همه شهرت و افتخاراتش منتقدانی داشت كه به ويژه در دهههای اخير نقدهايی بر بحارالانوار آن مرحوم وارد كردند،علامه طباطبايی از جمله اين منتقدان بود، آيتالله محمدحسين حسينیتهرانی از شاگردان ممتاز علامه طباطبايی در اين باره مینويسد:« كار بزرگ ديگرى كه علامه در همين زمينه انجام داد نقد و تنقيح روايات بحارالانوار بود كه با سرسختى منتقدين ناتمام ماند. ايشان تا جلد ششم از طبع جديد (بحارالانوار) را تعليقه نوشتند، ليكن به لحاظ يكى دو تعليقهاى كه صريحاً در آنجا نظر علامه مجلسى را رد كردند، اين امر براى طبقهاى كه تا اين اندازه حاضر نبودند نظريات مجلسى مورد ايراد واقع شود خوشايند نشد و متصدى و مباشر طبع بنا به الزامات خارجيه، از ايشان تقاضا كرد كه در بعضى از مواضع قدرى كوتاهتر بنويسند و از بعضى از ايرادات صرفنظر كنند، علامه حاضر نشدند و فرمودند: در مكتب شيعه ارزش جعفربن محمدالصادق از علامه مجلسى بيشتر است و زمانى كه امر داير شود به جهت بيانات و شروح علامه مجلسى ايراد عقلى و علمى بر حضرات معصومين عليهم السلام وارد گردد، ما حاضر نيستيم آن حضرات را به مجلسى بفروشيم و من از آنچه به نظر خود در مواضع مقرر، لازم مىدانم بنويسم يك كلمه كم نخواهم كرد. لذا بقيه مجلداتِ «بحار» بدون تعليقه علامه طباطبایى طبع شد و اين اثر نفيس فاقد تعليقات علامه گرديد.» *انتقاد امام(ره) به شریعتی درباره علامه مجلسی شريعتی هم اظهارات تندی درباره علامه مجلسی ابراز میكند كه با واكنش امام خمينی(ره) روبرو میشود، امام(ره) اين نظرات را رد كرده و اظهار میدارند:«نبايد يك كسی تا به گوشش خورد كه مثلاً مجلسی رضوانالله عليه، محقق ثانی رضوانالله عليه، نمیدانم شيخ بهايی رضوانالله عليه با اينها روابط داشتند، میرفتند سراغ اينها، همراهیشان میكردند، خيال كنند كه اينها مانده بودند برای جاه و عزت و احتياج داشتند به اينكه شاه سلطانحسين و شاه عباس به آنها عنايتی بكنند. اين حرفها نبوده در كار. آنها گذشت كردند، مجاهده نفسانی كردند برای اينكه اين مذهب را به وسيله آنها و به دست آنها ترويج كنند.» *دعاى خیر پدر از ملا محمد تقى مجلسى پدر علامه مجلسى نقل کرده اند که فرمـود : در یکـى از شبها بعد از نماز شب یک حالت خـوشـى به مـن دست داد که فهمیدم هر حاجتى از خدا بخـواهـم بر آورده مى شود و فکر کردم، در امـور دنیا و آخرت چه چیز از خـدا مسئلت بنمایـم ناگاه صداى گـریه محمـد بـاقـر از گهواره بلنـد شد. عرض کردم الهى به حق محمد و آل محمـد (صل الله علیه وآله) این طفل را مروج دیـن خـودت و نشر کننده احکام سید رسولانت قرار بده و او را موفق کـن به تـوفیقـاتـى که انتهایـى بـراى آن نبـاشـد, شکـى نیست که دعاى والـد در حق ایـن فرزنـد شایسته مستجاب و به درجات عالیه دست یافت. *وفات علامه محمد باقر مجلسـى آن محقق پـر کار و عالـم نامـدار پـس از عمرى پر برکت که سراسر وقف خدمتگزارى به علـم و دیـن و دانـش و فرهنگ در جهان اسلام گردید , عاقبت در سـن 73 سالگـى و در آخـریـن روزهاى ماه مبـارک رمضان سـال 1111 هـ.ق در شهر دانـش پـرور اصفهان، چشـم از جهان فرو بست و به سراى باقـى شتافت. پیکر پاک آن مرحـوم بعد از تشییع با شکوه در مسجد جامع اصفهان در جـوار پدر و خـانـدان دانشمنـد مجلسـى به خـاک سپـرده شـد.
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان موضوعات ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]() |
|||
![]() |